صد و خورده ای تو رسالت داشتم میرفتم یه نیسان وانت جلوم گاردون برید و مثل فرفره میچرخید برای نجات از مرگ مجبور شدم از بین دو تا ماشین رد بشم که مشاهده میفرمائید .
و رفتم فینال ... خیلی مسخره بود یهو گفتن تایم تریل برگزار میشه و ریس نمیندازن و اولین نفر هم اسم من و خوندن ... موقعی که شروع به روندن کردم احساس میکردم ماشین سرده هر چقدر پدال و فشار میدادم اون سرعتی رو که توقع داشتم نمیرفت اونقدر فشار دادم که عضله ساق اون پام که پلاتین داره گرفت و دیگه اصلا پدال و احساس نکردم . خلاصه تا نفر هفتم هشتم اول بودم ولی بالاخره رکوردم و زدن و آبروم رفت ... ولی در کل حال داد کلی کات بازی کردیم مجانی ....!
بنا به درخواست برخی دوستان عکس آخر را حذف کردم به نظر خودم که مشکلی نداشت چون روزانه از بسیاری از رسانه ها مثل تلویزیون و مجلات و روزنامه ها عکسهاییی از این قبیل منتشر میشه مثل عکسهای شنا و کشتی بدنسازی و ... حالا مشکل این عکس این بود که کمی از نظر فیزیک بدنی در شرایط خوبی نبود ...
Blog About
به نظر شما یه وبلاگ نویس برای چی باید بنویسه و چه انگیزه هایی باعث میشه که این نوشتن تداوم پیدا کنه یا با غروب یک وبلاگ به انتهاش نزدیک بشه؟ این تجربه کوچیک به من ثابت کرده که اکثریت وبلاگهایی که به زبان فارسی منتشر شدن و بعد از مدتی کوتاه ادامه فعالیت ندادن در یک مساله اشتراک دارن. نویسندگان تمامی این وبلاگها بدون گذراندن و یا حتی دانستن سیر رشد و نزول یک وبلاگ، اقدام به ایجادش کردن و بعد از مدتی نا امیدانه وبلاگ رو تعطیل کردن و یا حتی تمامی مطالبش رو پاک کردن! وبلاگ من جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد . از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . ....................... جانم فدای وطنم ...