ح.آ ملغب به شوماخر دست فرمون خدا . به کرک اعتیاد داشت اکثر رفیقاش تو منجلاب اعتیاد از دنیا رفتن . ترک کردن کرک خیلی مشکله کار هر کسی نیست . چند روز پیش از بیمارستان مرخص شد . یه آدم پاک . دو ملیون و ششصد هزار تومن خرج عمل کردنش شده برام جالب بود اولین بار بود که همچین موردی میدیدم آخه تو بازوی چپش یه کپسول کار گذاشتن که هر روز چند میلی مخدر ترشح میکنه تو بدنش اگر هم مواد استفاده کنه به گفته خودش میمیره . و دیگه باید پاک بمونه .
ای کاش مخدر نبود ای کاش اعتیاد نبود و ای کاش هیچ جوونی معتاد نمیشد . اعتیاد غیرت انسان و از بین میبره . اعتیاد ریشه خانواده رو میسوزونه .
به امید روزی که هیچ جوونی تو مملکتمون اعتیاد نداشته باشه ...
بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیت های یک کودک هشت ساله را قبول میکنم .
بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیت های یک کودک هشت ساله را قبول میکنم . می خواهم به یک ساندویچی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج سناره است می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است چون می توانم آن را بخورم ! می خواهم زیر یک درخت بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم . می خواهم درون بک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم . می خواهم به گذشته برگردم ، وقتی همه چیز ساده بود. وقتی داشتم رنگها را ، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم .وقتی نمیدانستم که چه چیز هایی نمی دانم و هیچ اهمیتی نمی دادم .می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم ، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری خبرهای ناراحت کننده صورتحساب ، جریمه ..... می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم ، به یک کلمه محبت آمیز ، به عدالت ، به صلح ، به فرشتگان ، به باران و به عشق . من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم ..... ( وبلاگ رویا طحان )
این هم طرح دیزوزمه تو خبرگزاری مهر ... شعار سال ۱۳۸۶
شب سیزدهم سال ۱۳۸۶ پشت بوم خونه بابک اینا ساعت یک و نیم بامداد ...
صبح سیزدهم ( سیزده به در ) ساعت ۹ صبح اتوبان لویزان در حال رفتن به خبرگزاری ...
اوه اوه اینجارو تفریحات سالم ...
من که میگم این کارها آخر عاقبت نداره ...!
چه قری هم میده ...!
دیدی گفتم ...! . من و کجا میبرین حالا یه عکس یادگاری هم از شما گرفتم . باشه پاک میکنم خوب این بنده خدا ها رو ول کنین . آخه چه اشکالی داره دل مردم شاد باشه ...؟
بد شانسی از این بزرگتر ؟ سی دی عکسهایی که تو مشهد گرفته بودم گم شد ...خیلی حالم گرفته شد آخه عکسهای خوبی بود از مراسم عزاداری روز شهادت امام رضا و بعضی از دیدنیهای مشهد خدا کنه پیدا بشه شما هم دعا کنید ...
این لحظه تحویل ساله رویروی حرم جاتون خیلی خالی بود مردم تا سه تا خیابون اونورتر از حرم ایستاده بودن من که خیلی حال کردم ...
این عکس هم احسان گرفته شکار لحظه ها وقتی که تو جاده در حال برگشتن بودیم ...
Blog About
به نظر شما یه وبلاگ نویس برای چی باید بنویسه و چه انگیزه هایی باعث میشه که این نوشتن تداوم پیدا کنه یا با غروب یک وبلاگ به انتهاش نزدیک بشه؟ این تجربه کوچیک به من ثابت کرده که اکثریت وبلاگهایی که به زبان فارسی منتشر شدن و بعد از مدتی کوتاه ادامه فعالیت ندادن در یک مساله اشتراک دارن. نویسندگان تمامی این وبلاگها بدون گذراندن و یا حتی دانستن سیر رشد و نزول یک وبلاگ، اقدام به ایجادش کردن و بعد از مدتی نا امیدانه وبلاگ رو تعطیل کردن و یا حتی تمامی مطالبش رو پاک کردن! وبلاگ من جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد . از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . ....................... جانم فدای وطنم ...