تبليغاتX
ZIROnews

 

چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند . ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند : دیگر چاره ای نیست شما به زودی میمیرید . 

دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند و در همان حال قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمیتوانید از گودال خارج شوید .

بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت . او به ته گودال پرت شد و مرد . اما قورباغه دیگر با حد اگثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه قورباغه ها همگی با هم فریاد میزدند دست از تلاش بردار اما اون با تلاش بیشتری ادامه میداد که بالاخره از گودال خارج شد .

وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها پرسیدند : مگه تو صدای فریاد ما را نمیشنیدی ؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست و در واقع او در تمام راه فکر میکرد که دیگران در حال تشویق او هستند و او با نیروی بیشتری به کار ادامه میداد .  

+ ????? ??? ?? ???? ???? امید طحان |

 

آرزو کردم که ای کاش این بار مدیریت بحران ما بهتر از قبل عمل کند و همه نهادها به کمک یکدیگر بیایند و نجات  مدفون شدگان زیر آوارها و کمک رسانی به مجروحان ، تنها اولویت ذهنی و کاری آنها باشد نه اینکه بخواهند آنجا قدرت ظاهری خود را به رخ دیگر نهادها بکشند . ولی باز هم نشد بسیاری از مردم حتی چادر هم نداشتند که شب رو سر کنند تعداد چادرهای امداد آنقدر کم بود که مردم به فرمانداری حجوم آورده بودند و با باتومهای نیروهای انتظامی و یگان ویژه مواجه شدند و با سر و کله خونی برمیگشتند . یه سری مرده خور هم چادر میفروختند چادرهای ۳۰ هزار تومانی رو ۸۰ هزار تومان میفروختند .

 مردم به اعتراض حتی جاده رو هم بسته بودند سرپناه نداشتند گرسنه بودند تمام زندگیشون رو تو یه شب از دست داده بودند گاو و گوسفندهاشون زیر آوار مرده بودند سگها از گرسنگی یا بیحال افتاده بودند یا مرده بودند تو روستاها به جای کمک فقط این مسئول میومد بازدید میکرد و می رفت بعد اون فرمانده میومد و بازدید میکرد و می رفت خبرنگارها هم باهاشون مصاحبه میکردن و ... این امداد رسانیشون بود .

برام از نزدیک دیدن این مشکلات خیلی جالب بود چون تا وقتی که ندیده بودم باورم نمیشد شنیدم که از کشورهای دیگه هم کمک شده ولی من که به جز چند تا تن ماهی چیز دیگه ای ندیدم . مامورین امداد به لطف مردم خشونت طلب لرستان چند تاشون تو کما بودند چند تاشون هم بیمارستان حتی سر یه راننده کامیون که حامل چادر و یه سری کمک بود بریده بودند و کامیون و خالی کرده بودند .... آره دیگه گرسنگی این چیزا سرش نمیشه ... خدا بخیر کنه ...

+ ????? ??? ?? ???? ???? امید طحان |

ای کاش از آن همه نوروز تنها سبزینه ی کوچکی بودم تشنه تر از تبسمی گلگون که از تفال هر ترانه بویی داشت ای کاش از آن همه شکفتن تنها پروانه پریشانی بودم با رنگین کمان پروازش در باغ بوسه و باران و ای کاش از این همه مردن تنها هلال آینه یی بودم در قوس شبی شولا دریده از دریا که ماه را به میهمانی خسوف می طلبید از آن همه آبی چراغ و آینه دریا چه مانده ست که آرامش قلیلم را دعا کنی ای دوست !

بهار را کنار شکوفه های گيلاس جشن بگير و باور کن بهار به همه سر خواهد زد ...

و شاید تو ... 

+ ????? ??? ?? ???? ???? امید طحان |