یه تصادف کوچیک همه چیزش یه طرف الافیش و از کار و زندگی افتادنش هم یه طرف خداییش خیلی درد سر داره ...

آخرین مطلب :
به نام خدا
سلام
می نويسم ولی شاد ، می نويسم ولی با اميد ، می نويسم دوراز دلزدگی ... خودت می دونی هر جوری دلت می خواد قضاوت کن ... می خوای بگی بی جنبه ام ؟ می خوای بگی جو منو گرفته؟ خوب بگو....
من کاری ندارم
من از او يافته ام مهربانيش را
من بعد سه ماه تازه دارم می فهمم چه خبره(البته هنوزهم نمی فهمم)ولی بابا اين رو ديگه خوب می فهمم :
کسی که خدای به اين خوبی داره اگه بخواد ناراحت باشه و بترسه بايد بهش خنديد با صدای بلند .....
دو جمله هم با تو ای سفير محبت الهی
آی ماه رمضون تو برای همه صفا داری ، برا اين مهمون خدا هم امسال با جلوه ی خوبی اومدی .درسته نمی تونم روزه بگيرم... نمی تونم سحر و افطار صفا کنم نمی تونم جايي برای مناجات برم . بدنم درد داره شايد دوباره مجبور شم تو همين ماه بستری بشم اما با اومدنت حاليم شد که خدا هميشه هوامو داره ...ديگه چی کمه؟ من که می گم هيچی :
ما ذا فقد من وجدک ......وما ذا وجد من فقدک
خدایا یه کاری کن زود تر بتونم داد بزنم و با دل قرص برای اینها بگم که تو چقدر دوستم داری ....ما منتظریم
آدم خوب ... این هم لینک وبلاگشه برید ببینید باشد آنقدر خوب باشیم که ...
بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست ...........بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندي
دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت .... عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندي
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود .... تو ولي گشتي و اين گمشده را لرزاندي
جمع كن رشته ايمان دلم پاره شدست .... من كه تسبيح نبودم تو چرا چرخاندي
من كه تسبيح نبودم تو مرا چرخاندي .......... مشت برمهره تنهايي من پيچاندي
مهر دستان تو دنبال دعايي مي گشت............بارها دور زدي ذهن مرا گرداندی
ذكرها گفتي و برگفته خود خنديدي ..............از همين نغمه تاريك مرا ترساندي
بسمالله
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت، جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود .
۱.. !!!! ترکه می ره ماه عسل یادش می ره زنش رو ببه ۲ .. ترکه داشته پیاده می رفته کارواش.ازش می پرسند چرا خوب پیاده می ری؟ !!!! می گه ای بابا!دیگه این دو قدم راه رو کی با ماشین می ره ۳.. روزي تركه سوار اتوبوس ميشده كه شاگرد راننده جلويش را ميگيره و ميگه آقا بليت بايد بدي..... تركه:حیوون تو اگه آدم بودي, ديروز كه بهت بليت دادم پاره نمي كردي ! ۴ .. ترکه می خواسته گردو بشکنه گردو رو میگذاره زیر پاش با سنگ میزنه تو سرش ۵ .. به يه تركه ميگن تو تركي , تركه ميگه نه به خدا بيا بگرد ۵ .. تركه از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! تركه ميگه: ايلده فردا صبح كه اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم! ۶ .. يه روز تركه ميره دكتر ميگه آقاي دكتر من شبا خواب مي بينم با خرها فوتبال بازي مي كنم دكتره چندتا قرص به تركه ميده ميگه از امشب بخور تركه ميگه نميشه از فردا بخورم آخه امشب فيناله! ۷.. يه تركه با يه خره عكس مي گيره عكسو به خانومش نشون مي ده ميگه اگه گفتي كدومشون منم ؟ ۸ .. به ترکه میگن با نخ سوزن یک جمله بساز. میگه من فوتبالیستها رو دوست دارم!!!!!!! نخسوزن علی دایی ۹ .. به تركه ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد ۱۰ .. يه روزي يه تركه ميره مسابقه قران . اما با لباس ورزشي ۱۱ .. روز قيامت دارن موجودات زنده رو خدا به بهشت و جهنم تقسيم ميكنه خدا ميگه تمام حيوانات برن بهشت تركه سرشو پايين ميندازه ميره جولو در ميگن كجا ميري ميگه خدا گفته تمام حيوانات برن بهشت ميگن تو كه ادمي تركه عصباني ميشه و ميگه ریدم تو این دنیا که از اول ما خر بوديم اينجا كه رسيد آدم شديم ؟ ...!
آیا به نظر خودتان شما جذاب هستید ؟ . یک نفر می تواند چهره زیبایی نداشته باشد ولی فوق العاده جذاب باشد و همچنین می تواند بسیار زیبا باشد ولی جذاب نباشد. حتما می دانید که کدام یک از این دوحالت دوست داشتنی تر هستند . جذابیت و گیرایی یک ویژه گی اکتسابی است و ما آگاهانه یا نا آگاهانه آن را کسب می کنیم.
چگونه می توان جذاب بود:
ظاهری آراسته داشته باشید. مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما ناخود آگاه شما را جذاب می کند. بعضی ها بر اساس تصوری نادرست برای جذاب شدن به تکاپو می افتند و به شکل های عجیب و غریبی لباس می پوشند که این مساله از جذابیت آنها می کاهد.
بیشتر سکوت کنید. غالبا افراد فکر می کنند برای اینکه جذاب تر شوند، باید بیشتر شلوغ کنند. سکوت یک تاثیر ذهنی و روانی می گذارد. در سکوت فرد در پیرامون خود خلا ایجاد می کند و هر خلایی جذب را سبب می شود.آنها که بیشتر صحبت می کنند از جذابیت خود می کاهند؛ولی سکوت و گوش دادن بیشتر، شما را عاقل تر و باتجربه تر معرفی می کند.البته سکوتی که از اعتماد به نفس سرچشمه بگیرد.
نرم و ملایم سخن بگویید . وقتی نرم و ملایم سخن می گویید جذاب و محبوب می شوید.جذابیت به تقلا و تکاپو نیاز ندارد، بلکه به آرامش و ملایمت نیاز دارد. آدم های عصبی و خشن غیر قابل اعتمادند و جذابیتی ندارند.
فرد محترمی باشید. بی احترامی به خود و دیگران و بی ادبی در کلام و رفتار از جذابیت شما می کاهد. افراد مودب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از دروشان موج می زند.
زیاد شوخی نکنید اما فراوان تبسم کنید. شوخی کردن فراوان از انرژی ذهنی وجذابیت شما می کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزها را از بین می برد، به تکاپوی فراوان شما می انجامد و صحبت بسیار به دنبال دارد و چه بسا که به بی احترامی به خود و دیگران منجر شود. متبسم باشید زیرا تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی متانت و جذابیت وجود دارد، ولی در خنده و شوخی فراوان سبکی.
قاطعیت یعنی جذابیت. کسانی که هدف های مشخص و ارزش های معینی دارند بی استثنا جذابند. کسانی که قدرت "نه" گفتن دارند و بازیچه این و آن نمی شوند، جذابند. شخصیت هایی جذاب و تائثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.
امیال و غرایز خود را کنترل کنید. کسانی که بر امیال و غرایز خود تسلط بیشتری دارند، از جذابیت معنوی بیشتری برخوردارند. آنها که مدام در پی ارضای امیال خود به سر می برند، نمی توانند خود را کنترل کنند و خصوصا به نگاه و زبان خود تسلط ندارند، این افراد جذابیتی ندارند. بر امیال خود مسلط باشید نگویید دیگران چه می دانند که من تا چه اندازه بر خود مسلط هستم. کاهش انرژی ذهنی و جذابیت درونی و روانی شما به هر حال خود را به شکلی نشان می دهد که از جانب دیگران کاملا درک می شود.
غلام ادبیات همه شما ...
یه بنده خدایی میگه که : من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمیکنه ـ یه فلک زده هم میگه همسر من همیشه از دو تا چیز ناله میکنه یکی اینکه لباس کافی برای پوشیدن نداره یکی اینکه جای کافی برای لباساش تو خونه نداره
یه بنده خدایی میگه مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن یکی اینکه پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه ( بابا منکه نمیگم اینجوری نگام میکنید)
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
یه روز یه بابایی یه دستش قطع شد. خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون همین که راه میرفت یه جا دید یه یارو کنار خیابون دراز کشیده با کمر بالا پایین میپره و قر میده . رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره . تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ای داری با این وضع قر میدی . یارو گفت برو بابا روحیه چیه پشتم میخاره نمیدونم چیکار کنم ...
تركه داشته بچشو نصيحت ميكرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم .
از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!
ترکه میره مشهد حرمو که می بینه می گه: یا امام رضا با این همه طلا چرا هشتم شدی .
به يارو مي گن: اين همه سيگار کشيدي، به چي رسيدي؟ مي گه: به فيلترش.
یه بار یه ترکه می خواست پشتشو بخارونه دستش نمی رسید زیر پاش آجر گذاشت...
یه بار یه ترکه با عربه دعواش میشه و یهش فحش میده...ترکه هم مدام میخنده . ازش می پرسن چرا میخندی؟ میگه من بهش فحش میدم اون واسم قرآن میخونه........
بابای تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هايهاي ميزده زير گريه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده !!!
- زندگي
زندگي، شيرجهي دائمي در استخر دنياست... اما گاهي استخر خالي است.
- کرم داری ؟
هر وقت خواستي كرم بريزي لطفاً برو وسط دريا كه حداقل خيري به ماهيها رسونده باشي. آفرين عزيزم.
- ....پارک
آه زندگی، آخ دنیا... چقدر همه چی سیاهه. تف... آه آه چقدر تاریكه. اینجا آدم دلش میگیره. این مكان كثیف و نكبت گرفته... اح اح اح اینجا چقدر تاریكه.. تف! آقا این همه پول میگیری یه لامپ بنداز به این دستشوییتون.
- گزینش
سلام آقای گزینش. ریشم كه اون دفعه ایراد گرفتین ارزشی نیست، الان خوبه؟
خدا بكشدت مردك! زهرهترك شدم اینجوری اومدی تو. این چه ریختیه؟ برو گمشو كلاً اخراجی.
چی میگی؟ بوش؟
آره رودست نداره. ولی كار میكنه لامصب كار میكنه
برو بینیم بابا اون كه آدم نیست.
خب آره.
پس چی میگی رودست نداره كار میكنه؟
یه عمر كار میكنه لامصب. مخصوصاً آلمانی اصلش. درل رودست بوش نیومده.
- هه هه هه خيلي خوش اومدين. پس گفتين وبلاگ نویس هستين؟
-نه خبرنگارم .
-کدوم خبرگزاری؟
-مهر
- آقاتون چرا نيومدن؟
- ايشون مشغول چت كردن بودن... وقت نداشتن.
- مادرتون چي؟
- ايشونم اكانتشون تموم شده بود رفتن كارت اينترنت بخرن.
- هه هه هه خيلي خوبه خيلي خوبه... دختر مام قبلاً ازدواج كردن ديگه با هم نساختن«ديسكانكت» شدن. البته ۵ تا بچه هم دارن یکی از یکی پر سرعت تر ... البته دو تاش مال شوهر قبليشونه كه خودش ميگفت خيلي اُمُله و تحت «داس» كار ميكنه ولي اين سه تا تازه «آپديت» شدن.
در میچرخید. دیوار میچرخید. كوچه میچرخید. خیابون میچرخید. شهر میچرخید. رفتم میدون شهر همین كه خونهام اومد برم تو .
من بدو پاسبون بدو. من بدو پاسبون بدو. من بدو پاسبون بدو. ولی اون بهتر میدوید.
«جواب ابلهان خاموشی است» یا «سكوت علامت رضاست»؟
میخواهم در جهانی برخیزم که عشق به قیمت لبخند باشد مردان نمیرند زنان نگریند و همه کودکان پدران خود را بشناسند . عدالت باقی باشد که مردم در آن سیبهای یکسان بخورند یکسان زندگی کنند و یکسان بمیرند میخواهم در جهانی برخیزم که هیچ کس بیشتر از یک بار نمیرد ...
برای خواندن. برای دیدن. برای خوردن. برای خریدن. برای داشتن. برای بودن. برای رسیدن. برای رفتن... برای بزرگ شدن. برای فهمیدن. برای دانستن. برای هر فعل روزمرهی تکراری عجله داریم و میگوئیم زندگی یعنی همین!
کاش میدانستم چرا برای مردن اینقدر عجله داریم؟ نکند آنور حلوا پخش میکنند؟! خبر نداریم ها؟
کاریکاتور ها قسمتی از مجموعه کارتونها هستند که شاید مهمترین دسته کارتونها را شکل می دهند. کاریکاتور همانطور که بارها گفته شده لغتی است که فرانسویها بهکار می برند و شبیه همان چیزی است که ایتالیاییها برای اولین بار برای تصاویر مضحکی که با اغراق برای توصیف چهره آدمها بهکار میرفت استفاده کردند. در کاریکاتور شاخصهای متمایز چهره افراد توسط هنرمندان کاریکاتوریست دستکاری می شود. این تصاویر را وقتی دیگران می بینند می خندند و وقتی خود فرد آنرا می بیند ممکن است ناراحت بشود. برای اینکه بتوانیم یک کاریکاتور خوب را از بد تشخیص دهیم بهتر است چند قاعده را رعایت کنیم: اگر کاریکاتوری به نقاط ضعف جسمانی فرد اشاره می کند کاری غیراخلاقی انجام میدهد. کشیدن و خندیدن به آنها از آیین جوانمردی هم که از خصایص یک هنرمند واقعی است دور است. مثلا اگر شخصیت مورد بحث معلول است نباید از نقیصه فوق برای خنداندن دیگران بهره گرفت یا اگر کور است نباید از وصف کوری چشمان او برای تفریح استفاده کنیم. برای خندادن نباید به هر وسیله غیراخلاقی دست بزنیم این نوعی ریاکاری است ،حتی اگر کاراکتر ما شخصیتی منفور نیز داشته باشد نباید از این حربه برای افشاگری استفاده کنیم. یک کاریکاتوریست خوب بیشتر از هر چیزی به شرایط و عملکردهای افراد اشاره دارد تا به ویژگی صرفاً ظاهری او ، همینطور دستمایه قرار دادن باورهای افراد یا لباس های محلی آنها نیز نکوهیده است . پرواضح است مواردی که اشاره شد شامل افرادی نمی شود که مثلا بینی بزرگی دارند و کارتونیست آن را کشف میکند این دیگر نقص عضو به حساب نمی آید و ازاینرو نباید از ترسیم آن دچار عذاب وجدان شویم. ما از شوخی با آدمها خوشحال میشویم ولی از نشان دادن نقص عضوها و توهین به سنن و سنن آنها باید جداً فاصله گرفت.
بالاخره وبلاگ توبیاتو تعطیل شد به قول یکی از دوستان به علت بی ظرفیت بودن بعضیها نمیشه ما که اومده بودیم یه کار فرهنگی بکنیم ...
ولی این آخریها خیلی معروف شده بود من هم میدونستم بالاخره کار به جای باریک میکشه به خاطر همین این وبلاگ رو حدود یه هفته پیش درست کردم ولی نمیدونم چیکارش کنم تو رو خدا این یکی رو منهدم نکنید ...